پرودا سازه شریف

۴ مطلب با موضوع «خاطره» ثبت شده است

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این سایت غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در لینک ” دکتری تخصصی”
نتایج را اعلام کند!!!

قایق از تور تهی
و دل از آروزی قبولی،
همچنان خواهم راند
نه به شایعات دل خواهم بست
نه به موسسه ی غیرانتفاعی پیرمرد* که سر از آب بدر می آرند
.
.
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
پیرمرد پشمک موی آن شهر، اعصاب نداشت

دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری ست
که در آن نتایج دکتری را زود اعلام می کنند!!
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره اعلام نتایج می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، برگه ی کارنامه ایست
مردم شهر به یک دانشمند چنان می نگرند
که به یک بازیگر و فوتبالیست!!! و احیانا خواننده

پشت دریاها شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان کنکوراست
عالمان وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!
قایقی باید ساخت .



*پیرمرد( پشمک موی) : تخلص شاعر

منبع: phdtest


۲ نظر ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۷
نمیدونم چرا این یک هفته اخیر این قدر خوب بوده. مدت ها بود چنین حس خوشی رو نداشتم. لطف خدای بزرگ مثل همیشه این بار هم شامل حال ما شده. خلاصه بعد از یک ترم خیلی خوب امروز سر دو تا از کلاس های دکتر گل افشانی حاضر بودم. تحلیل ماتریسی و المان محدود. درس تحلیل ماتریسی ظاهرا از طرف سایت مکتب خونه ضبط میشه و احتمالا در آینده نزدیک روی سایتشون (قسمت پیوندهای وبلاگ) قرار میگیره.

دکتر امروز تو کلاس المان محدود طبق انتظار گریزی به مباحث اخلاقی و دینی هم زدن که مثل همیشه برام جالب بود. از حضورشون تو دوران جوانی تو کلاس های علامه جعفری گفتن و حکایتی رو هم از اونجا نقل کردن.ناگفته نمونه بیشتر کلاس دکتر به بحث درسی مربوط میشه نه مثل اندک شمار اساتیدی که از همه چی صحبت میکنن الا درسی که باید بگن. حیف که نمیشه این جا اسم برد و بگم بگم راه انداخت.

این ترم آخری دوست دارم سر خیلی از کلاس ها به صورت مستمع حضور داشته باشم. ضمن این که هستند اساتیدی که مستمع قبول نمی کنن و اون ها رو به دفتر آموزش های آزاد دانشگاه ارجاع میدان و حضورشون رو در صورت پرداخت هزینه مجاز میدونن. اگرچه تعداد این اساتید به صفر میل میکنه ولی همین اخلاق های خاص و مشابه اون آدم رو از حضور در کلاس پشیمون میکنه. البته تنبلی و وسوسه های شیطان به نظر عامل اصلی باشه وگرنه کجا میشه همچین فرصتی رو با این کلاس های مجانی گیر آورد.

از همه این ها که بگذریم قراره فردا شب از طرف دانشگاه بریم مشهد. یک اردوی دانشجویی خاطره انگیز. شب هایی که تو قطار باید در هیاهوی بازی های مافیا و پانتومیم و ... در انتظار رسیدن صبح باشیم. خودم هیچ وقت به این بازی ها علاقه ای نداشتم. ولی هم اتاقی های عزیز از همین الان دارن براش برنامه ریزی میکنن.

۰ نظر ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۳۰
دیروز امتحان پایان ترم الاستیسیته داشتم. از اون موقع تا حالا ذهنم درگیر اشتباهات مضحکیه که تو امتحان انجام دادم. اشتباهاتی حقیقتا در حد هندسه ابتدایی! که باعث شد پارامترهای ابتدایی مساله رو اشتباه حساب کنم و حل مساله تا ثریا کج پیش بره.(درست شبیه اتفاقات ارتعاشات پارسال.) همین جند لحظه قبل هم برای یکی از بچه ها(خیرالرجال) داشتم از کراماتم سر جلسه صحبت می کردم و به اتفاق به ریشم می خندیدیم. این جور نبوغ به خرج دادن تو امتحانات چیز جدیدی برام نیست  نمیدونم چرا همیشه همه چی برعکس چیزی میشه که فکر می کنم. درسی که به نظرم تسلط خوبی روش دارم ابر و باد ومه و خورشید دست به دست هم میدن تا  اتفاقات عجیب غریبی بیفته در عوض درس هایی بوده که خیلی امیدی نداشتم ولی نتیجش واقعا خوب شده. فعلا تا زمان اعلام نمره باید تو خوف و رجا باشم.

هر وقت این جور اشتباهاتی انجام میدم یاد دوران کنکور کارشناسی میفتم.  سر یکی از آزمون های آزمایشی سنجش آخرای جلسه که مراقب از دور میومد که برگه من رو هم بگیره  سر حل یه سوال مرتب به مغزم سیگنال میفرستادم «یک منهای سه دوم» ولی دریغ از یک جواب از طرف اون. آخرش هم فکر کنم گزینه رو اشتباه زدم. برای همین همیشه از کنکور دادن فراری بودم.

ضمنا هفته بعد یک امتحان دیگه هم دارم که با توجه به امتحان دیروز به نظرم حکم یک بازی تشریفاتی رو پیدا کرده. بعد از اون هم اگه خدا بخواد تو یک ماه و نیم باقی مونده مثل این که باید دیگه جدی جدی برای کنکور دکترا بخونم برای همین وبلاگ شاید قدری دیر به دیر آپدیت بشه.  مطالبی هم که قرار خواهم داد بیشتر مثل امروز به جهت ثبت خاطرات یکی از حساس ترین برهه های زمانی تاریخ خواهد بود.




۰ نظر ۲۳ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
دهمین کنگره بین المللی مهندسی عمران  قراره اردیبهشت ماه تو تبریز برگزار بشه. این کنفرانس ابتدا مهلتی رو برای ارسال چکیده تعیین کرده بود. بعد اومدن گفتن به خاطر در خواست متعدد پژوهشگران تا 1 آبان وقت دارید اصل مقالات رو بفرستید و چکیده مهم نیست و در نهایت الان اطلاعیه گذاشتن که برای آخرین بار تا 30 آذر مهلتش تمدید شده. تو تصویر زیر هم مشخصه که این تاریخ ها رو در قسمت مهلت ارسال اصل مقالات هر دفعه خط میزنن و تاریخ جدید رو مینویسن.

البته ناگفته نمونه که بسیار از این کار خوشحال شدیم چون که دیشب تو لحظات آخر داشتم تایید استاد و  دانشجو دکتراش رو برای ارسال مقاله میگرفتم که به نتیجه نرسید. طبیعتا می بایست زودتر این کار رو میکردم.

ضمنا نباید از این بحث هم گذشت که این تمدیدهای یک ماهه تا چه اندازه ای به اعتبار یک کنفرانس اونم از نوع بین المللیش ضربه میزنه.یا اصلا یه سوال اساسی این که کلا این کنفرانس های داخلی و یا خارجی چقدر اعتبار دارند؟

چکار کنیم که مجبوریم مثل خیلی های دیگه یک چیزی به این جور جاها بفرستیم تا بعدا بگیم سابقه پژوهشی(!) داریم اونم از نوع گسترش مرزهای دانش.



۰ نظر ۰۱ آذر ۹۳ ، ۲۰:۳۰